روح ولایت است.


تا می‌توانید دنبال خلق نروید! دنبال امر بروید! بروید کنار

خلق تقصیر‌کار را بی‌تقصیر می‌کند و بی‌تقصیر را تقصیرکار! ای‌کاش فقط حضرت‌زهرا را تأیید نمی‌کردند دیگر تکذیب نمی‌کردند، اما در آخرالزمان تکذیب می‌کنند![1] دشمن زهرا را تأیید و عایشه را ام‌المومنین می‌کنند! من دیگر آخر عمرم است و حرفم را می‌زنم تا حجت بر شما تمام شود! این ام‌المومنین نیست، ام‌الفساد است! روزی پیامبر به زنان خود هشدار داد و فرمود بعد از من یکی از شما به جنگ وصی من می‌رود! عایشه گفت خدا او را لعنت کند. نشانه‌ای بده که مبادا آن زن، ما باشیم. حضرت فرمود او با دو نفر دیگر همراه می‌شود و در مسیر حرکت به جایی به‌نام آبادی حوئب می‌رسند و سگ‌های آن‌جا به آن‌ها حمله‌می‌کنند. وقتی عایشه با طلحه و زبیر به جنگ امیرالمومنین می‌رفتند به جایی رسید که سگ‌های آن‌جا به آن‌ها حمله کردند، عایشه گفت نام این محل چیست؟ گفتند حوئب! گفت من دیگر نمی‌آیم. آن‌ها پیرمردی را آوردند که بگوید این محل نام دیگری هم دارد و بعداز آن به جنگ جمل رفتند.[2] حالا این جمعیت فریاد می‌زدند که بیایید از حرم رسول‌الله دفاع کنید و شاشِ شتر عایشه را به صورتشان می‌مالیدند. وقتی‌که امیرالمومنین دید لشکر با این ام‌الفساد، این‌قدر همراهی می‌کند، به امام‌حسن فرمود ناقه را پی کن. حضرت ناقه را پی کرد و عایشه افتاد و او را گرفتند و با چندنفر به مدینه فرستادند. عایشه در مدینه اعتراض کرد که ببینید، علی ناموس پیامبر را با عده‌ای مرد فرستاده است! آن‌وقت آن‌ها نقابشان را کنار زدند و گفتند ما زن هستیم و لباسِ مردانه پوشیدیم که کسی به تو آسیب نرساند.

عایشه با امام‌حسن از آن‌جایی که شترش را پی کرد، کینه‌داشت و این بود که دستور داد پیکر مبارکش را تیر باران کنند. تمام این‌که هشتاد سال است فریاد می‌زنم دنبال کسی نروید، دنبال عایشه رفتند که جنازۀ آقا امام‌حسن را تیر باران کردند. دنبال معاویه رفتند و این‌همه جنگ به راه انداختند، دنبال شریح‌قاضی رفتند که امام‌حسین را کشتند. عزیزان من! به شما وصیت می‌کنم، این وصیت با امر است و مطابق میل خودم نیست: تا می‌توانید دنبال خلق نروید! دنبال امر بروید! بروید کنار.[3]



[1] . «إِنَّ الَّذِینَ یکْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَینَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَینَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتَابِ أُولَئِکَ یلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَیلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ» «159/ بقره»

کسانی که دلایل روشن، و وسیله هدایتی را که نازل کرده‌ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت می‌کند؛ و همه لعن‌کنندگان نیز، آنها را لعن می‌کنند؛

[2] . ملاحم: ص26. فقیه:ج2 ص44 و کتاب یأتی علی الناس.

[3] . امام صادق فرمود: در آخرالزمان در خانه خودت قرار بگیر و مانند فرش منزل باش و ساکت بمان... بحار الانوار: ج52 ص270.

...



با مِهر دنیا به ماورا دست پیدا نمی‌کنید!

دل‌خوشی آن‌است که آن‌ها ما را تأیید کنند. وقتی بشر تأیید شد به آسمان و ماورا دست پیدا می‌کند. کل‌کمال آن‌است که آن‌ها ما را بپذیرند، اما چون هنوز مِهر دنیا داریم، ما را نمی‌پذیرند. «حبُّ الدُنیَا رأسُ کلِّ خَطیَئه».[1] با مِهر دنیا به ماورا دست پیدا نمی‌کنید! مگر این‌که بدانید دنیا مُرده است و آن‌را باید خاک کرد و این مُرده دیگر حاجتی را برآورده نمی‌کند! اگر مثالی بدتر از استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار وجود داشت، امیرالمومنین همان‌را در مورد دنیا می‌گفت.[2] شما باید پستی دنیا را ببینید. چرا دنیا این‌قدر پست شد؟ چون عزیزانِ خدا در آن کشته‌شدند. نمی‌گوید آسمان یا کرات به منزلۀ استخوان خوک است، فقط این‌را دربارۀ دنیا می‌گوید. آیا شما آن قتله‌گاهی که امام‌حسین یا حضرت‌زهرا در آن کشته شده‌است را می‌خواهید؟ دنیا قتله‌گاه ائمه است، نباید آن‌را بخواهید!

چه‌کسی در این دنیا از حضرت‌زهرا حمایت‌کرد؟! به تمام آیات‌قرآن، فقط آسمانی‌ها حمایت کردند. به‌دینم قسم نمی‌توانم روضۀ حضرت‌زهرا را بخوانم، چون مرا از بین می‌برند. مگر امام‌زمان بیاید که بگویم چه بر سر فاطمۀ‌زهرا آمده‌است! به‌دینم حرفی ندارم که از بین بروم. من این حرف‌ها را از جان خودم بهتر می‌خواهم، خودم را حفظ می‌کنم که این حرف‌ها را افشا کنم. تا جان دارم حرفم این‌‌است، نیمه‌جان هم باشم می‌گویم: دنبال خلق نروید!



[1] . ارشاد القلوب دیلمی: ج1 ص21.

[2] . نهج البلاغه: حکمت 236

...



اگر شما محبت حضرت‌فاطمه را دارید، باید تجددی نشوید!

اگر شما محبت حضرت‌فاطمه را دارید، باید تجددی نشوید! تجدد یعنی پیرو خارجی‌ها شدن! شما خودتان نمی‌فهمید که پیرو آن‌ها شده‌اید. مگر حضرت‌زهرا چادر نداشته‌است؟ اما حالا می‌گویند مانتو بپوش! شما پیرو چه‌کسی هستید؟ مانتو برای انگلیس و امریکاست، نه در مردم اسلام! وقتی‌که انگلیسی‌ها احمدشاه را از ایران بیرون‌کردند، عده‌ای از علما جمع‌شدند و پیغام دادند که ما تو را به ایران برمی‌گردانیم. احمدشاه گفت رضاخان کیست که مرا بیرون‌کند؟ از طرف انگلیس به من ابلاغ شد که بی‌حجابی را در ایران رواج ‌دهم و من گفتم که آبروی قاجار را نمی‌برم. پهلوی شرایط آن‌ها را قبول‌کرد، وقتی‌که روی کار آمد با قلدری چادر از سر زن‌ها می‌کشید و این کار را با امریۀ انگلیس اجرا کرد. چادر لباس ولایت است! چون حضرت‌زهرا تا وقتی حرکت نمی‌کرد متوجه نمی‌شدند که رویش کدام طرف است، یعنی چادرش مثل خیمه بود.[1] حالا زمانی شده که می‌گوید اگر رویت را باز کنی اشکال ندارد. خدا و پیامبر و امام تأکید می‌کنند که رویت را بگیر اما یکی‌که می‌گوید عیب‌ندارد، همه حرف او را قبول می‌کنند. حضرت‌زهرا وقتی می‌خواست از دنیا برود گریه می‌کرد، گفتند زهرا جان! مگر نگفتی دیشب پدرم را دیدم که بشارت‌داد تمام ملائکه صف کشیده‌اند و فردا نزد ما می‌آیی؟ پس چرا گریه می‌کنی؟ حضرت فرمود ناراحتم که در موقع تشییع، حجم بدنم پیداست. فضه گفت ما در ایران تابوت درست‌می‌کنیم که در آن جنازه پیدا نیست. حضرت خوشحال شد و تبسم کرد.[2] پس حضرت‌زهرا نمی‌خواهد حجم بدنش را کسی ببیند. اما حالا تو ناموست را در اختیار مردم می‌گذاری، فکری به حال خودت بکن! بدان این حرف‌ها درست‌است و فردای قیامت از شما بازخواست می‌شود، «انَمَا الدُنیَا فَنا وَ الاخِرةُ بَقا».[3] خدا رحمت‌کند علمایی را که حرفشان قال‌الصادق و قال‌الباقر بود، حاج میرزا ابوالفضل زاهد در درس تفسیرش می‌گفت تا حتی فوتی که به آتش می‌کنید از شما سوال می‌شود! ما در آخرالزمان قیامت را فراموش‌کردیم. آخرتمان را فنا و دنیا را بقا کرده‌ایم.[4]  وای بر حال ما و ننگ بر روزگار ما!

کاش می‌فهمیدیم و می‌گفتیم که باید چادر سر کنید! چه‌کنم که نمی‌توانم حرفم را  بزنم،[5] چون الان گفتنِ حقیقتِ ولایت جرم شده‌است. وقتی‌که امیرالمومنین دید افشای حقیقتِ ولایت، جرم است و خریداری ندارد، حرفش را در چاه زد. الان هم ما باید حرفِ واقعیت را در چاه بزنیم. من فقط پیام‌آورم و می‌خواهم شما به این حرف‌ها لبیک بگویید. پیامِ خدا زهراست. پیامِ خدا، علی است، پیامِ خدا حسین است. پیام خدا این‌است که گناه نکنید!

به سی‌جزء‌کلام الله خلقتی را می‌بینم، تمام خلقت پوشالی است مگر این‌که اتصال به ائمه‌طاهرین یا متقی باشد. یعنی در نظر خدا، ارزش تمام خلقت برای ولایت است تا حتی آسمان‌ها، همه و همه! حالا شما دنبال کَس دیگری می‌روید! تُف بر این عقیده. مگر محبت زهرا را می‌شود با دنیا و آخرت صلح کرد؟ زهرا روح تمام خلقت است.[6] انسان باید روح را بخواهد نه جسم را!



[1] . احتجاج طبرسی: ج1 ص98 و برهان: ج3 ص371.

[2] . وسائل الشیعه: ج2 ص875.

نخستین و تنها باری که پس از رحلت رسل‌الله حضرت زهرا تبسم کرد هنگامی بود که چشمش به تابوت افتاد و لبخندی زده و فرمود بپوشانید مرا که خدا شما را بپوشاند. اهل‌بیت، توفیق ابوعلم: ص165.

[3] . امیرالمومنین فرمود «ایها الناس انّ الدنیا دار فناء و الاخره دار بقاء» امالی صدوق: ص110.

[4] . «وَمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَیرٌ لِلَّذِینَ یتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ» «الأنعام/32»

[5] . امام صادق فرمود: به خدا سوگند که اگر دهان‌های شما لجام داشت، من به هریک از شما چیزی که به سود اوست می‌گفتم، به خدا سوگند اگر افرادی متقی می‌یافتم حتما سخنانم را می‌گفتم. غیبت نعمانی:ص57 و ثواب الاعمال عقاب الاعمال: ص19.

[6] . رسول خدا فرمود: زهرا پاره تن و قلب و روح من است! همان روحی که بین دو پهلوی من قرار دارد و هرکس او را بیازارد مرا آزرده است. نزهة المجالس: ج2 ص228و نور الابصار ص45

...



آن‌موقع که دنبال تجدد و خلق بروید از حضرت‌زهرا و ائمه جدا شده‌اید.

خدا می‌داند که از غصه دارد استخوان‌هایم آب می‌شود، می‌گویم خدایا اگر مرا جایی بگذاری و تمام آب‌های هفت آسمان را روی من بریزی، باز هم می‌سوزم. ممکن است که جسمم خنک شود اما روحم خنک نمی‌شود. ای خدا! کاش مرا در دنیا نیاورده‌بودی و جای دیگری بودم که از این مصیبت‌ها خبر نداشتم. خدایا مصیبت امام‌حسین و حضرت‌زهرا مرا می‌کُشد. مگر می‌توانم فراموش‌کنم؟! اما اغلبِ مردم این‌ها را فراموش‌می‌کنند. این فراموشی، شما را از آن‌ها جدا می‌کند. زینب جدا نشد، ام‌کلثوم جدا نشد. خودِ امام‌زمان هم می‌گوید اگر اشک چشمم تمام‌شود خون گریه می‌کنم. آن‌وقت شما دنبال تماشای تلویزیون و ماهواره می‌روید! روایت‌است که می‌گوید اگر قهقهه زدی بگو «اللهُمَ لاتَمقُتنی»، که دلت نمیرد. دل‌مُرده کسی است که از مصیبت زهرای‌عزیز و امام‌حسین جداست! آن‌موقع که دنبال تجدد و خلق بروید از حضرت‌زهرا و ائمه جدا شده‌اید.

ای مسلمان! حضرت‌زهرا دارد فریاد می‌زند و هل من ناصر می‌گوید، چرا او را ناراحت می‌کنید؟ متقی هم شما را دعوت می‌کند، راهنمایی می‌کند و صراط‌مستقیم را نشانتان می‌دهد. به دین و آیینم قسم، همان‌طور که امیرالمومنین صراط‌مستقیم است، فاطمۀ‌زهرا هم صراط‌مستقیم است،[1] چون حضرت می‌فرماید اگر ذره‌ای محبت مادرم فاطمه را داشته‌باشید از آتش جهنم ایمن هستید.[2] اما می‌گوید در آخرالزمان اگر کسی‌ با دین از دنیا برود ملائکۀ آسمان تعجب‌می‌کنند، معلوم می‌شود که ما یک‌ذره هم محبت حضرت‌زهرا نداریم. چون تبری از دشمنان زهرا نداریم، دنبال خلق می‌رویم و تجددی شده‌ایم.

شخصی خیلی از حضرت‌زهرا تعریف کرد. به او گفتم تو که این‌را می‌گویی چرا خانمت مثل حضرت‌زهرا نیست؟ چرا مثل خارجی‌هاست؟! این چه حجاب و لباسی است که در جامعه وجود دارد؟ ما باید در دارالامر باشیم اما در دارالفسادیم! پس حرف حضرت‌فاطمه را زدن، شرط نیست. اصل این‌است که امر حضرت را اطاعت کنیم. حرف امیرالمومنین را زدن، شرط نیست وگرنه دومی هم از امیرالمومنین تعریف کرده‌است، هفتاد جا گفته‌است که اگر علی نبود من هلاک می‌شدم، اما آیا اعتقاد داشت یا طناب گردنش انداخت؟ پس باید امر امیرالمومنین را اطاعت‌کرد. امر امیرالمومنین، خواستنِ وجودِ مبارکِ فاطمۀ‌زهراست.



[1] . شواهد التنزیل: ج1 ص58.

[2] . پیامبر اکرم فرمود: ای سلمان هر کس دخترم فاطمه را دوست بدارد با من در بهشت است و هر کس کینه او را داشته باشد در آتش جهنم است. ای سلمان دوستی او در صد جا سودمند است که آسانترینِ آن مواضع: هنگام مرگ، در قبر، میزان، در محشر، در پل صراط و هنگام محاسبه اعمال است... بحار: ج27 ص116.

...



صفات متقی

دو چیز است که من همیشه تأکید می‌کنم: از بعدِ رسول‌الله که تمام مردم مبتلا به گناه و جهنم و دوزخ و نافرمانی و غضبِ خدا و پیامبر شده‌اند، ائمه‌طاهرین را خلق حساب کردند و دنبال خلق رفتند. زهرای‌عزیز را خلق حساب کردند که مرتکب این‌همه جنایت شدند و حالا میلیاردها مردم دنبال آن‌ها هستند. اما میلیاردها مردم اشتباه می‌کنند! هیچ‌کس از زهرا حمایت نکرد. چه کسانی؟ مسلمان‌ها! حج‌بروها! نمازخوان‌ها! آخرالزمان همین‌طور می‌شود که می‌گوید بی‌دین از دنیا می‌روید. شما که مکه و عمره و زیارت دارید! شما که نماز می‌خوانید! پس چرا این‌را می‌گوید؟ چون مصداق همان مردم هستید و از متقی حمایت نمی‌کنید.

 خدا متقی را در تمام این خلقت و در تمام این دنیا معرفی کرده و گفته‌است: ای مردمِ دنیا بدانید که متقی از جانب من است. اعمال و حرفش را قبول می‌کنم.[1] اما در آخرالزمان همان‌طور که زهرای‌عزیز را کنار می‌زنند، متقی را هم کنار می‌زنند!

اغلب مردم سواد و عبادت زیاد را تقوا می‌دانند و دنبال آن می‌روند، در صورتی‌که باسوادها هم باید متقی باشند، این ابلاغِ کلی به تمام باسوادهاست! متقی شرایطی دارد که ما در شرایط آن اهمال می‌کنیم. متقی باید امام‌المتقین را قبول داشته‌باشد. اهل‌تسنن با تمام سواد و عبادتشان چون امام‌المتقین را قبول ندارند می‌گوید مرتد و کافرند! متقی «الْیوْم أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ»[2] را قبول دارد. متقی باید اهل دنیا نباشد و ذره‌ای محبت دنیا نداشته‌باشد. باید حرف از خودش نزند. باید تولی و تبرایش کامل باشد، یعنی بغض دشمنان و حب دوستان امیرالمومنین و حضرت‌زهرا داشته‌باشد. متقی باید آن‌چه برای خودش می‌خواهد برای مردم هم بخواهد. باید راهنمای مردم باشد یعنی آن‌ها را به امر راهنمایی کند نه به خودش و نه به خلق! پس ما متقی نیستیم، ما خودمان را شبیه متقی کرده‌ایم!

وقتی‌که متقی شدیم خدا عظمتش را به ما می‌فهماند، ما هنوز متقی نشده‌ایم. عقیده‌ام این‌ است که اگر بشر در برابر محشور شدن با حضرت‌زهرا و امیرالمومنین، بهشت را ترجیح بدهد، حیوان است.[3] وقتی چنین عقیده‌ای داشتی خدا امتحانت می‌کند، بهشت و فردوس را نشانت می‌دهد و می‌گوید این‌هم حضرت‌زهرا! کدام را می‌خواهی؟! مرد می‌خواهد که بگوید:

پشت پا بر عالم امکان زدم

دسـت بر دامن زهـرا زدم

مگر من بهشت می‌خواهم که گلابی‌اش را بخورم و یا حوریه‌اش را ببینم؟ به تمام آیات‌قرآن میلیاردها حوریه را به کفش فاطمه صلح نمی‌کنم! یکی از حرف‌هایی که من به امام‌زمان می‌زنم این‌است که آقاجان افتخار تو این‌‌است که کفش حضرت‌زهرا و پیراهن امام‌حسین پیش توست. به تمام آیات‌قرآن اگر کفش حضرت‌زهرا را به من بدهند، بهبهشت و فردوس صلح‌میکنم، می‌گویم من می‌خواهم این‌را بو کنم، چون بوی زهرا به تمام این خلقت می‌ارزد! چرااز جو این دنیا پرش نمی‌کنید؟ چرا هنوز پابندید؟!

متقی باید در عالم یک مقصد داشته‌باشد، خدا و ولایت! هر دوی این‌ها یکی هستند. باید در این عالم هیچ مقصد دیگری نداشته‌باشید. باید طوری باشد که به آن‌ها برسید و سنخۀ آن‌ها شوید. آن‌وقت سنخۀ تمام خلقتشده‌اید. عزیزان من بیایید در تمام خلقت یک مقصد داشته‌باشید، مقصد ما علی باشد. چرا دست ازامیرالمومنین برداشتند و دل زهرای‌عزیز را شکستند؟ چرا دل خدا را شکستند؟ خدا که دل ندارد یعنی مقصد خدا را شکستند. اما در آخرالزمان آن‌ها را بی‌تقصیر می‌کنند![4] عزیزان من! کجا می‌روید؟

 



[1] . « إِنَّمَا یتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ» «المائدة/27»

[2] . «المائدة/3»

[3] . «یوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِینَ إِلَى الرَّحْمَنِ وَفْدًا» «مریم/85»

[4] . امام صادق فرمود: هرکس شک کند در کفر دشمنان ما اهل‌بیت و کسانی که به ما ظلم روا داشتند، پس خود او کافر است. وسائل‌الشیعه: ج18ص561 و بحار:ج27 ص62.

 

...



باعث گمراهی و دوری از زهرای‌مرضیه، حب دشمنان ولایت است!

اگر گفتیم هر کاری را با فکر انجام دهید درست است اما این بدل است. اصلِ تفکر این ‌است که کتک‌خوردن زهرا را ببینید، فشار دادن زهرا و شکستن بازویش را ببینید و به قاتل او نگویید خلیفۀ اسلام! چرا امام‌زمان گریه می‌کند؟ بازوی شکستۀ زهرا را می‌بیند، صورت نیلی را می‌بیند، آیا شما می‌رقصید؟ خجالت نمی‌کشید؟ حیا نمی‌کنید؟ چرا نمی‌بینید؟ مگر زهرا در عالم دفن شده‌است؟ زهرا در عالم نقل شده‌است. اگر اتصال به ولایت باشید باید، اتصال به مصیبت فاطمه باشید. به حضرت‌عباس من دارم می‌بینم. هرشب یک سلام به حضرت‌زهرا می‌دهم و می‌گویم خدا لعنت کند آن‌کسی‌که به بازویت غلاف شمشیر زد. خدا لعنت کند آن‌کسی‌که کاغذِ فدکِ تو را جوید و تُف کرد! اگر دائم به یاد آن‌ها باشید، سنخۀ آن‌ها می‌شوید؛ این دین است! اگر این‌طور شدید دین دارید! چون حضرت می‌فرماید دین حب و بغض است.[1] اگر شما حب ائمه‌طاهرین و بغض دشمنانشان را داشته‌باشید نه این‌که نجات پیدا کنید، نجات‌دهنده هستید. به تمام آیات‌قرآن، تمام اجزای بدنم گواهی‌می‌دهد که باعث گمراهی و دوری از زهرای‌مرضیه، حب دشمنان ولایت است! حب آن‌ها جهنم است و بغضشان نجات شماست و اگر آن بغض را نداشته‌باشید بی‌دین هستید![2] این‌که می‌گوید آخرالزمان شرالازمنه است چون بی‌دینی دین شده‌است و دین بی‌دینی! یعنی در آخرالزمان اغلب مردم به‌جای بغض دشمنان ولایت، حب آن‌ها را دارند. بغض دشمنان ائمه‌طاهرین، حب ولایت است![3]

اویس تبری از دشمنان ولایت داشت که برادر رسول‌الله شد. وقتی سلام دومی به او رسید، گفت شهری را که در آن سلامِ این غاصب به من برسد نمی‌خواهم ببینم. حالا با این تبری، برادر رسول‌الله می‌شود.‌[4] چون آن‌چه که جنایت در حق امیرالمومنین و حضرت‌زهرا شده، از طرف آن دونفر شده‌است. ای‌کسانی‌که این کتاب را می‌خوانید، باید شما اویس بشوید یعنی بغض دشمنان ولایت را داشته‌باشید، نه حب آن‌ها را! اما الان کسانی در دنیا هستند که حب آن‌ها را دارند.

شما باید از دشمنان ائمه بدتان بیاید و از دوستانشان خوشتان بیاید.[5] آن‌قدر حضرت از آن دوست خوشش می‌آید که می‌گوید اگر او را نخواهید، دروغ می‌گویید که ما را می‌خواهید! یک دوست واقعی این‌همه عظمت دارد اما باید تولی و تبری داشته‌باشد، دوستِ این‌ها باشد نه فرمان‌بردار خلق! چون عباس (عموی پیامبر) فرمان خلق را برد که حضرت‌زهرا راهش نداد و گفت برو! تو از ما جدایی. ما هم اگر فرمان خلق را ببریم ‌زهرای‌عزیز به ما راه نمی‌دهد اما اگر حضرت‌زهرا به ما راه بدهد، تمام ائمه‌طاهرین به ما راه می‌دهند.



[1] . امام صادق فرمود: هل الدین الا الحب والبغض؟ بحار:ج68 ص63

[2] . امام رضا فرمود: «کمال الدین ولایتنا و البرائه من عدونا». کمال دین ولایت ما و برائت از دشمنان ماست. بحار: ج27 ص58.

رسول‌خدا فرمود: خدا ایمان بنده‌ای را قبول نمی‌کند مگر با ولایت علی بن ابیطالب و برائت از دشمنان او. بحار: ج26 ص229.

[3] . امام صادق فرمود: دروغ می‌گوید کسی که ادعای محبت ما اهل‌بیت را دارد اما از دشمنان ما تبری نمی‌جوید! بحار:ج27 ص58.

امام صادق فرمود به خدایی که محمد را به حق مبعوث کرد سوگند که اگر جبرییل و میکاییل در قلبشان ذره ای محبت آن دونفر باشد خداوند آنها را به رو در جهنم می‌افکند. بحار:ج45 ص339.

امام حسن عسگری از قول رسول‌خدا فرمود: هرکس در تنهایی خود، بر دشمنان ما لعنت بفرستند خدا صدای او را به جمیع ملائکه می‌رساند و ملائکه آن لعن را بالا می‌برند و لعنت می‌کنند بر کسی که دشمنان ما اهل‌بیت را لعن نکند... بحار: ج50ص316.

[4] . تاریخ گزیده: ص630

[5] . امام صادق فرمود کسی که ما را به خاطر خدا دوست بدارد و دوستان ما را به خاطر دوستی ما و نه به خاطر امور دنیوی دوست داشته باشد و دشمنان ما را به خاطر دشمنی که با ما دارند و نه بخاطر کینه های شخصی دشمن داشته باشد فردای قیامت اگر با گناهانی مانند ریگ بیایان و کف دریا وارد شود خداوند تبارک و تعالی او را می‌آمرزد. امالی طوسی: ص156 و بحار:ج27 ص54 و ارشاد القلوب ج2 ص77.

...



هنوز خلقت به‌وجود نیامده، زهرا بوده‌است.

وقتی امیرالمومنین شهید شد، جبرییل میان زمین و آسمان گفت ارکان‌خدا شکست، اما زهرا عصارۀ تمام ارکان است. هُو الاولُ و الاخر علی است اما حضرت ‌زهرا هم هست. آن‌ چه صفات امیرالمومنین دارد فاطمۀ‌ زهرا هم دارد. آن‌ها همه‌چیز را می‌دانند اما گاهی با هم نجوا می‌کنند. روزی حضرت‌زهرا با امیرالمومنین بیتوته‌ای داشتند، فرمود علی‌جان! می‌خواهی بگویم که چه‌وقت اصلاً عالمی نبوده؟ یعنی اصلاً وجودی در تمام کون ‌و مکان نبوده و چه‌وقت وجود شده‌است؟! چه‌وقت خدا زمین و آسمان‌ها و کُرات را خلق کرده ‌است؟! هر کُره‌ای چه مخلوقات و افرادی دارد؟ و هدف خدا از خلقت این‌ها چه بوده‌است؟[1] همۀ خلقت‌ها را در نظر دارم، علی‌جان بشارت به تو می‌دهم، تمام آن‌ها می‌گویند علی! خاک بر سر اهل دنیا کند که می‌گویند ناعلی!

حضرت‌زهرا می‌خواهد بگوید که این‌ها را خدا در اختیار ما گذاشته‌است، تو من هستی و من تو هستم! آن‌چه که تو می‌دانی من می‌دانم و آن‌چه که من می‌دانم تو می‌دانی! سینۀ‌زهرا گنجینۀ تمام خلقت است! هنوز خلقت به‌وجود نیامده، زهرا بوده‌است. یعنی آن‌زمان که خدا بوده حضرت‌زهرا و امیرالمومنین و رسول‌الله هم بوده‌اند چون این‌ها نور خدا هستند.

نه برای زهرا کفوی به غیر از علی هست و نه علی کفوی به‌غیر از زهرا دارد. حالا می‌گویند غلو می‌کنی! تو اصلاً نمی‌فهمی که غلو چیست؟! ساکت باش!

گر نداری معرفت ساکت نشین و دم مزن

پستۀ بی‌مغز اگر لب واکند رسوا شود

تو مگر عظمت فاطمه را می‌دانی که می‌گویی غلو کرده‌ای؟! تو که شناسایی نداری چرا جسارت می‌کنی؟[2] تمام این‌ها که می‌گوییم، از روی اثرِ حب ولایت است، وگرنه زهرا بالاتر از این‌هاست. والله بالله تو بغض زهرا داری که می‌گویی غلو نکن وگرنه باید بگویی که زهرا از این حرف‌ها مهم‌تر است چون زهرا ناموس خداست. مگر ما می‌توانیم ناموس خدا را افشا کنیم؟!

ما نه خدا را شناختیم و نه ناموسش را! مگر خدا در تمام خلقت دو ناموس دارد؟ یک امر دارد که علی است یک ناموس دارد که زهراست. این‌ها توأم به‌هم هستند. حالا زهرای‌عزیز را شناختید؟ آن‌کسی که او را زد، ناموس خدا را زد، ناموس دهر را زد! عصارۀ تمام خلقت را زد!



[1] . عوالم المعارف: ج11 ص7 و بحار: ج43 ص8.

[2] . در حدیث نورانیت آمده که مارا خدا نگویید، اما هرچه که می‌خواهید دربارهء ما بگویید. بحار: ج26 ص5

...



عالم به‌واسطۀ زهرا و پیروانش باقی‌ماند.

آن دو نفر می‌خواستند بعد از این‌ همه ظلم و جنایت خودشان را بی‌تقصیر نشان ‌دهند و گفتند که ما می‌خواهیم به عیادت دختر پیامبر بیاییم! اما حضرت ‌زهرا اجازه‌ نداد. دوباره تکرار کردند و امیرالمومنین گفت فاطمه جان این‌ها مرا اذیت می‌کنند. حالا حضرت‌زهرا اجازه ‌داد اما وقتی آمدند رویش را از آن‌ها برگرداند و گفت مگر پدرم نفرمود هرکس زهرا را اذیت‌کند مرا اذیت‌کرده و هرکس مرا اذیت‌کند خدا را اذیت‌کرده، رضایت زهرا رضایت من است و رضایت من رضایت خداست؟! خدایا شاهد باش که من از این دونفر ناراضی‌ام![1] وقتی‌که بیرون ‌آمدند، اولی گریه‌کرد! دومی به او گفت تو خلیفۀ‌ اسلامی! چرا یک زن تو را ناراحت‌کرده؟ فاطمۀ‌ زهرا را زن حساب‌کردند که این‌کارها را کردند، اما این‌ها نور خدا هستند و خلق نیستند.

وقتی که زهرای‌ عزیز را زدند و کشتند، خدا می‌خواست تمام دنیا را نابود کند! دنیایی که در آن زهرا را بکشند ارزش ندارد. چرا فکر نمی‌کنید؟ چرا اندیشه ندارید؟ آیا حضرت‌زهرا از ناقۀ‌صالح کمتر است؟[2] وقتی ناقه را پی کردند، همه نابود شدند. خدا میداند که با جگر من چه ‌می‌شود؟ چرا معرفت در حق زهرا ندارید؟! عده‌ای کشتند و عده‌ای نگاه‌کردند و بعد به نماز جماعت رفتند و به زهرا کش اقتدا کردند! ‌یعنی تمام مردم به این کار شرکت‌کردند. حالا خدا گفت یا علی! چون حبیبۀ مرا کشتند می‌خواستم همۀ عالم را نابود کنم، اما به‌خاطر این چند نفر که به زهرا نماز خواندند و دل تو را کمی خوش‌کردند، زمین و آسمان را نابود نکردم و به تمام عالم روزی می‌دهم.[3] یعنی حیاتِ عالم تجدید شد! این عظمت فاطمه و پیروان فاطمه است. عالم به‌واسطۀ زهرا و پیروانش باقی‌ماند. خدا کسانی را که ولایتشان کامل است، این‌همه دوست ‌دارد و می‌گوید اگر تمام دنیا را یک لقمه کنی و دهان مومن بگذاری اسراف نکرده‌ای.[4] اما چه‌کسی این حرف‌ها را می‌فهمد؟!



[1] . علل الشرایع: باب 148 ص187.

[2] . در نامهء دومی تصریح شده که امیرالمومنین به حضرت زهرا فرمود اگر نفرین کنی بر روی زمین، هیچ انسانی نخواهد ماند. زیرا تو از نوح، از عاد و از هود برتری. ثمود که دوازده هزار نفر بودند بخاطر آن ناقه عذاب شدند! بحار: ج8 ص222.

[3] . از امیرالمومنین روایت شده زمین بخاطر هفت نفر خلق شد و مردم به خاطر آن روزی میخورند و به جهت آنها باران می‌آید و من امام و پیشوای آنها هستم! و آنها همان کسانی هستند که بر حضرت زهرا نماز خواندند. خصال: ص360.

[4] . بحار: ج67 ص250.

...