روح ولایت است.


غرور سواد

الآن خیلی‌ها به علمشان افتخار می‌کنند؛ علمای ادیان به علم خودشان، علمای کلام به علم خودشان، علمای فلسفه به علم خودشان، علمای جغرافیا به علم خودشان؛ یعنی هر کسی دارد به علم خودش افتخار می‌کند. ما با علم مخالف نیستیم اما اینها به خودشان مغرورند. یک افتخار سوادی دارند. افتخار سوادی نجات دهندة بشر نیست. مگر اینکه هر چه دارند در اختیار امر بگذارند؛ یعنی در اختیار وجود مبارک امام زمان(عج).

...



عالم ربانی

دربارة شناخت عالِم ربّانی و جلسه حقیقی و حقیقت دین حاج حسین چنین می‌گوید:

«اولاً حقیقت دین، پذیرش امیرالمؤمنین‏(ع) است. پذیرش ولایت است. چون خداوند می‌فرماید: اگر عبادت ثقلین کنی اما علی‏(ع) را به  «الیوم اکملت لکم دینکم[1] » قبول نداشته باشی به رو به جهنم می‌اندازمت[2]، پس عبادت ؛حقیقت دین نیست. ولایت حقیقت دین است.

دربارۀ جلسه ولایت، امام صادق‏(ع)  می‌فرماید: «آیا دور هم جمع می‌شوید تا حرف ما را بزنید؟ سپس می‌فرماید: ما غبطه می‌خوریم به چنین مجلسی.»[3] پس مجلس آن است که حرف آنها را بزنیم و حرف کس دیگری را نزنیم.

و اما عالِم آن کسی است که حرف از خودش نزند. چون خدای تبارک و تعالی به رسول الله(ص) فرمود: اگر از خودت حرف بزنی رگ دلت را قطع می‌کنم[4].

پس عالم باید وابسته به ائمه باشد همانطوری که نایب‌های امام زمان(عج) گفتند ما حرف از خودمان نمی‌زنیم. قسم می‌خورند اگر جانمان را قطعه قطعه کنند از خودمان حرف نمی‌زنیم. پس عالِم هم باید از آنها حرف بزند. حالا این عالم ، عالم ربانی است؛ یعنی افضلیت عالم ربانی به ارتباط با امر ربّ است.

امر ربّ، علی بن ابیطالب‏(ع) است. اما علمای اهل‌تسنن با امر رب ارتباط ندارند. الحمدلله علمای شیعه تمامشان ربانی هستند چون که امیرالمومنین‏(ع) را به  الیوم اکملت لکم دینکم  قبول دارند؛ اما علمای اهل تسنن قبول ندارند.

من از اول «عالِم دوست» بوده و هستم. امّا شرطش این بود که عالم، عالم ربّانی باشد. هیجده سال در خدمت شیخ عباس تهرانی بودم. با  ایشان لحمک لحمی بودیم. نه یک رابطه عادی. از حضور ایشان زیاد استفاده معنوی کردم. خدا ایشان را رحمت کند. می­فرمود: «اگر طلبه­ای درس بخواند ولی ائمه به او نظر نکنند، چند وقتی یک شعاعی دارد، اما مِن بعد سقوط می­کند ». پس اول باید ائمه طاهرین به ما نظر کنند.  چند سالی هم در درس اخلاق آقای مشکینی در مدرسه حجّت حضور داشتم و با ایشان در ارتباط بودم. صحبت­هایی راجع به درس اخلاق داشتیم مثلاً می­گفتم حوزه درس اخلاق می­خواهد؛ این جوان­ها غیر از درس­های رایج باید درس اخلاق بخوانند؛ باید همیشه در محضر امام زمان(عج) باشند. یا مثلاً دربارة احترام به پدر و مادر و به بزرگترها. پس بنابراین اول باید ائمه طاهرین به ما نظر کنند.



[1] - مائده / 3.

[2] - تاریخ بغداد، ج3، ص 122.

      [3] - اصول کافی ج 2، ص 149.

[4] - حاقه/ 46-44

...