روح ولایت است.


از کجا بفهمیم که مهر دنیا داریم؟

به هر اندازه که اهل دنیا باشید، از آخرت شما کسر می‌شود.[1] اهل دنیا به عبادت خودش مغرور است. اما آن عبادتی که ائمه امضا می‌کنند محبت امیرالمومنین است. خدا ولایت می‌خواهد، تو می‌خواهی به خدا عبادت بدهی؟! حالا می‌گوید برو گمشو! مگر به شیطان نگفت؟! خوارج نهروان هم می‌خواستند عبادت کنند. گفتند سه نفر مزاحم عبادت و حضور قلب ما در نجوای با خدا هستند، این‌ها باید نباشند تا ما حضور قلب داشته باشیم و با خدا نجوا کنیم. یکی معاویه است یکی عمروعاص، یکی هم امیرالمومنین. قرار گذاشتند که این‌ها را بکشند. ببین می‌گوید در مقابل خدا می‌خواهم حضور قلب داشته باشم اینست که می‌گویم عبادت بی علی، علی‌کشی است. مگر خدا محتاج عبادت توست؟! خدا از ما امرش را مطالبه می‌کند، امر خدا علی‌بن‌ابیطالب است.[2]

از کجا بفهمیم که مهر دنیا داریم؟ هرچیز به‌غیر از امر،دنیاست. اگر بیشتر از نیازتان بخواهید غیر امر است، اگر غیر امر را خواستی هنوز مهر دنیا دارید! ماشین و خانه و...به‌غیر علاقه داشتن به آن‌هاست. کاری کنید خدا راضی باشد چون وقتی در قیامت می‌گویید خدایا به ما رحم کن! می‌گوید به چه کسی رحم کرده‌ای که من به تو رحم کنم. خدای خوبی داریم، می‌گوید هرچقدر که انفاق کنی، صد برابر در این دنیا و هزار برابر در آخرت می‌دهم.

ما باید علاقه به امر و انتظار ندا داشته باشیم. انتظار الفرج همان انتظار امر است، امر خدا و پیامبر هم امیرالمومنین است، چرا مردم، خدا و پیامبر را در ظاهر قبول می‌کنند اما در قبولی امیرالمومنین کمیتشان لنگ است!؟ امیرالمومنین حافظ شماست.

کشتی شکست و مردم کشتی فنا شدند ای ناخدا جواب خدا را چه می‌دهی؟

وقتی‌که کشتی نوح روی آب قرار گرفت شیطان تمام فرزندانش را فرستاد که آن کشتی را زیرورو کنند تا نسل آدم از بین برود، فرزندان شیطان آمدند و گفتند پدرجان دیگر جای دست برای ما نمانده‌است اما نمی‌توانیم کشتی را غرق کنیم.شیطان خودش به آن‌جا رفت و دید در عرصه کشتی جوانی است که مانع این کار می‌شود وقتی‌که جلو رفت، آن جوان با دستش او را کنار زد، دست شیطان معیوب شد و به این‌کار موفق نشدند.[3] اگر کشتی نوح برمی‌گشت، نه فقط نسل آدم، نسل همه چیز از بین می‌رفت. اگر امیرالمومنین در سیزده رجب به دنیا آمده پس آن‌کسی که نمی‌گذارد شیطان، کشتی را غرق کند کیست؟! پس علی در تمام این خلقت بوده[4] و در سیزده رجب در خانه‌ی خدا ظاهر شده است. وقتی امیرالمومنین در ظاهر از دنیا رفت، دیدند قبری است که بر آن نوشته شده این قبر را نوح نبی برای وصی پیامبر علی‌ابن‌ابیطالب درست کرده است. پس امیرالمومنین علی ع یعسوب الدین امام المبین حجت خدا وصی‌رسول‌الله بوده است، همان‌طور که پیامبر می‌فرماید: آن‌زمان که آدم ابوالبشر در گِلش بود من نبی بوده‌ام، امیرالمومنین هم ولی خدا بوده است. مگر خدا فقط یک خلقت دارد؟! در تمام کرات، پیامبر نبی و علی ولی خدا بوده است. امیرالمومنین در جای دیگر هم می فرماید: من با تمام انبیا در خفا و با پیامبر آخرالزمان آشکارا آمده‌ام[5]. ولایت زمان ندارد، امیرالمومنین همان‌طور که در عرصه کشتی از آن‌ها حمایت کرد از شما هم حمایت می‌کند. اسم آن‌ها اسم اعظم است.[6] نگهدار کشتی، اسم پنج تن بود. آن کشتی که روی امر باشد شکست ندارد. این محدوده هم کشتی است وامیرالمومنین از آن حمایت می‌کند و نمی‌گذارد که کسی خدشه به آن بزند. چون محدوده، خواست حضرت زهراست. مواظب باشید که از آن بیرون نروید. آن خواب‌های خرگوشی را امیرالمومنین خنثی می‌کند، نترسید! باید آمادگی اطاعت داشته باشید. آن‌کسی که به دل من انداخته این حرف‌ها را بزنم، خودش هم حفاظت می‌کند. کجا و در چه کتابی این حرف‌ها هست؟ تمام حرف‌های خلق محدود است اما این حرف‌ها مقصد است. حرف ائمه طاهرین و قرآن زدن مقصد است. چرا؟ پیامبر بیست و سه سال زحمت کشید، تبلیغ کرد حالا خدا یک دفعه گفت یامحمد! باید علی را معرفی کنی، اگر این‌کار را نکنی رسالتت را نرساندی یعنی مقصد خدا از رسالت، معرفی امیرالمومنین بود.



[1] قصص 83====

[2] قال علی: «انا امر الحی الذی لا یموت... انا امرالله و الروح کما قال سبحانه : و یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی»: منم امر زنده‌ای که مرگ ندارد... من امر خدا و روح او هستم. همچنان که خداوند در قرآن می فرماید: اگر در مورد روح از تو سوال کردند بگو روح از امر رب من است.  بحار: ج 39 ص 347

[3] تفسیر برهان: ج 3 ص 226 و مدینة المعاجز: ج 1 ص 142، القطره: ج 1 ص 122

[4] امام صادق فرمود: خداوند دوازده هزار نوع عالم دارد که هر عالمی از آنها بزرگتر از هفت آسمان و هفت زمین است و هر کدام از این عوالم نمی دانند که خداوند عالم دیگری هم غیر از آن عالم دارد و من بر همه آنها حجت هستم.  خصال شیخ صدوق: ص 781

[5] قال رسول الله: «بعث علی مع کل نبی سرا و بعث معی جهرا».  جامع الاسرار: ص 382، المراقبات ص 259

[6] اسم اعظم خدا علی است.  مدینة المعاجز: ج 1 ص 430

...



امر امیرالمومنین محدوده است

امر امیرالمومنین محدوده است و هر کس که از آن بیرون برود به غیر از خدا و امام، کس دیگری را قبول کرده و دیگر احترام ندارد. مگر خدا نمی‌گوید اگر به اندازه ثقلین عبادت کنی اما علی ع را قبول نداشته باشی به عزت و جلالم به رو در جهنم می‌اندازمت، این حرف نه فقط برای ما بلکه برای کل خلقت است، تا حتی اگر انبیا باشد[1](به غیر از پیامبر آخرالزمان). یکی از شرایط حفظ محدوده اینست که دنیا به امر تو باشد، نه این‌که به امر دنیا و خلق باشید. شما باید هم در محدوده و هم عضو ائمه باشید، آنوقت دیگر تشخیص می‌دهید اما وقتی که گناه کردید از آن‌هاجدا می‌شوید و از محدوده بیرون آمده و بجای تشخیص امام، خلق را تشخیص می‌دهید. دنیا خودش را زینت کرده است. ما هنوز تماشایی هستیم. بشر چهار چشم دارد، دو چشم حیوانی و دو چشم ولایت. با چشم ولایت می‌تواند همه جا را ببیند و به عرش و فرش و این حرف‌ها یقین پیدا کند، وقتی که این‌طور شد آمادگی پیدا می‌کند که به ندای خدا لبیک بگوید. این‌که به آسمان‌ها راه پیدا نمی‌کنید به ‌خاطر مهر دنیاست و این استثنا هم ندارد، حتی اگر انبیا باشند، مگر حضرت عیسی شخص کوچکی بود!؟ ملائکه او را در آسمان چهارم بازرسی کردند، مِـهر سوزن و نخ داشت و بالاتر نتوانست برود وگفت او را نگه دارید. ما را هم بازرسی می‌کنند. ما باید دائم مُحرم باشیم اما هنوز مهر تلویزیون و ماهواره و لهو و لعب را داریم! «حب الدنیا رأس کل خطیئه» اما دنیایی که به‌غیر از امر باشد. شما الان خانه می‌خواهید، ماشین می‌خواهید، آبروی مومن آبروی خداست... شخصی نزد امام رضا آمد و گفت: یاعلی‌بن‌موسی‌الرضا مگر نمی‌گویی که من جانشین امیرالمومنین هستم؟ پس چرا این لباس زیبا و حریر را پوشیده‌ای؟! حضرت فرمود: من الان ولی عهدم اما زیر لباسم لباس خشن پوشیده‌ام، ولی تو زیر لباست حریر پوشیده‌ای و ظاهر سازی. [2]



[1] قال رسول الله: «لو ان الملائکه المقربین و الانبیاء المرسلین اجتمعوا علی بغض علی و لن یفعلوا لعذبهم الله بالنار»: همانا اگر ملائکه مقربین و انبیاء مرسلین بر بغض علی اجتماع کنند و حال آنکه این کار را نمی کنند، خدا تمامشان را به آتش جهنم می سوزاند.  امالی صدوق: ج 1 ص 102

[2] المناقب: ج 4 ص 360

...