روح ولایت است.


نشانه‌های عالم ربانی

روایات زیادی در مورد علم و عالم ربانی نقل شده است. اینکه دیدن درب خانة عالم ربانی ثواب دارد و یا رفتن به مجلس کسب علم، هر قدمش چه ثواب­هایی دارد و... .

اینها همه هست، حقیقت هم دارد. به شرط آن که آن عالِم، عالِم حقیقی باشد. باید دقت شود اینکه این‌همه تاکید می‌شود هر جایی نروید و در هر مجلسی ننشینید، برای آن است که نکند گرفتار ابوحنیفه‌ای بشوید که خودش نمی‌داند و نمی‌گذارد مردم بروند و امام صادق‏(ع) را پیدا کنند.

از بین روایاتِ زیادی که در باب عالم نقل شده است، روایتی از آقا رسول‌الله(ص) نقل می‌کنیم که می‌فرمایند:  "علماء امتی أفضل مِنْ انبیاء بنی اسرائیل" .

عجب عظمتی دارد این دین! این دین با ادیان حقّة گذشته عجب تفاوتی دارد! ببینید افتخارِ زیر پرچم ولایت نشستن چقدر بالاست که عالِم امّتش از انبیاء اُمم سابق بالاتر است.

پس نشانة عالم این امت، بالاتر بودن از انبیاء بنی اسرائیل است.

بنابراین عالم ربّانی باید بتواند این ادعای پیامبر را اثبات کند. هم در معارف و کلام و هم اگر لازم باشد با اعجاز.

اگر عیسی‏(ع) در طول عمرش چند مرده زنده کرده است عالم ربانی می‌گوید:

از صــفای «یا علی» گویــم اگر  

مـردگان را جمـله احـیا می‌کنم

مثلاً از حاج حسین شنیده ایم که یک روحانی در حال کشاورزی بود و بیلی به دست داشت. کسی از او سؤال کرد حضرت موسی‏(ع) چطور عصا در دستش اژدها می‌شد؟

بیلش را انداخت و گفت اینجوری.

حالا به عنوان مثال، از گفته­های حاج حسین نمونه‌هایی از  انبیا را ذکر می‌کنیم تا ببینیم اینکه گفته می‌شود فلانی بی‌سواد است آیا در لسان رسول‌الله(ص) هم بی‌سواد است یا عالِم اُمّت است. کما اینکه به خود رسول الله(ص) هم رسول اُمّی می‌گفتند. حالا می‌گویند بی‌سواد، یعنی درس نخوانده.

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

                                به غمزه مسئله آموز صد مُدرّس شد

حالا ببینیم آیا در کلام حاج حسین چیزی هست که ما افضلیت علمای خودمان را نسبت به انبیای بنی‌اسرائیل ثابت کنیم.

ایشان، قصّة حضرت یوسف‏(ع) را که نقل می‌کند می‌گوید: زندان رفتن یوسف تقصیر خودش بود. مطلبی که حاج‌حسین خیلی روی آن تاکید می‌کند این است که کسی را  غیر از خدا مؤثر ندانید. بنابراین درخواست یوسف از خدا اشتباه بود. وقتی زلیخا گفت: اگر با ما رفاقت نکنی زندانی‌ات می‌کنیم، یوسف گفت: خدایا، من زندان را بیشتر دوست دارم.  «قال رب السّجن احب الیّ مما ادعوننی الیه ‌[1]»

نمونه ای از حضرت موسی‏(ع):

حضرت موسی‏(ع) به خدا گفت آیا از من عالِم‌تر هم هست یا نه؟ خدای تبارک و تعالی او را به حضرت خضر‏(ع) حواله داد. خضر‏(ع) گفت: تو نمی‌توانی با ما راه بیایی، کشش نداری.[2] موسی‏(ع)، نبوت خودش را به خضر‏(ع) یادآور شد. مگر آدرس حضرت خضر‏(ع) را خدا به موسی نداده بود؟ مگر به عالِم بودن و راستگو بودن او یقین نکرد؟ اگر می‌گفت تو راست می‌گویی؛ اما کمکم کن از امتحان درآیم، آیا باز هم در آن امتحان­هایی که پیش آمد، مردود می‌شد؟

در مورد حضرت عیسی‏(ع) حاج‌حسین می‌گوید: دلبستگی به یک سوزن و نخ، او را در آسمان چهارم نگه داشته است و حال آنکه شیعة امیرالمؤمنین از عرش و لوح و قلم خبر می‌دهد. آیا افضل هستند یا نه؟

آیا متوجه می‌شوید شیعه یعنی چه؟ ولایت یعنی چه؟ یک کلام، پیامبر(ص) می‌فرماید: " علماء أمتی أفضل من انبیاء بنی اسرائیل" . حالا باید افتخار کنیم به این دین، به این پیامبر و به ولایت.

بدبختی آخرالزمان این است که همین امت، پیروی از اهل کفر می‌کنند. اساتید دانشگاه اگر سخن دینی هم می‌خواهند بگویند سعی می‌کنند چند کلامی از یک فیلسوف غربی بیاورند تا به سخنشان وزنی داده باشند. غافل از اینکه پیامبر به علمای امت، وزنی داده است که از انبیا بالاتر باشند. اگر راست می‌گویی عالِم‌حقیقی هستی بیا حقانیت دینت را اثبات کن، آنها را هم دعوت کن.

اولا آن چیزی که در اختیار مردمان سایر ادیان است، آن چیزی نیست که پیامبرانشان آورده اند. تحریف شده است.

ثانیا اگر حتی همان مطالبِ تحریف نشدة پیامبران، باقی مانده بود و حتی اگر خود ایشان هم می‌بودند، به استناد این فرمایشِ پیامبرخاتم(ص)، به شاگردی عالم ربّانی افتخار می‌کردند.



[1]- سوره یوسف/33.

[2] - کهف / 82 ـ 65.

...