روح ولایت است.


ائمه طاهرین اختیار تام دارند

خدای تبارک و تعالی به تمام انبیا عصمت داده است. انبیا با مردم دیگر فرق دارند. پنج پیامبر اولی‌العزم داریم که صاحب کتاب‌اند و بقیه‌ی آن‌ها فقط وحی بهشان می‌رسد و صاحب کتاب نیستند. حالا خدا به مردم فرمود:امر انبیا را اطاعت کنید. آن‌ها که امر نوح را اطاعت نکردند آب آمد و غرق شدند. قوم عاد، پیامبرشان را اطاعت نکردند باد آمد و هلاک شدند. خدا هشت شهر قوم لوط را به واسطه این‌که امر او را اطاعت نکردند زیرو رو کرد. خدا از انبیایش حمایت می‌کند، چون‌که به آن‌ها عصمت داده‌است و امر خدا را به مردم می‌گویند. خدا از امر خودش حمایت می‌کند. اما پیامبر آخرالزمان یعنی محمد بن ‌عبدالله هم ولی است و هم نبی. حالا ولی بودن پیامبر به جای خود، خدا در سِمَت نبوت به او می‌گوید بلغ! اما حرف از خودت نزن وگرنه رگ دلت را قطع می‌کنم.[1] اما خداوند تبارک و تعالی به این دوازده امام چهارده معصوم این خطاب را نمی‌کند. ائمه طاهرین اختیار تام دارند.[2]

یکی از وعاظ محترم می‌گفت باذن الله و اذن رسوله اَدْخُلُ هذه البیت (منظورش این بود که ائمه طاهرین مثلا امام رضا اول باید از خدا اجازه بگیرد بعد از رسول الله، بعد یک کاری انجام دهد). برایش پیغام دادم که اذن خدا و اذن رسول درست است و ما قبول داریم. معنی آن اینست که ما خدا و انبیا را فراموش نکنیم وگرنه اصل مطلب حرف دیگری است. مثلا در یک لحظه صد یا هزار نفر از امام حسین یا امام رضا حاجت می‌خواهند، آیا امام حسین برای هرکدام آن‌ها باید برود از خدا و بعد هم از پیامبر اجازه بگیرد تا حاجت آن‌ها را بدهد؟! امام، اختیار تام دارد. مثل اینست که شما یک کارگاه داری و به مدیر عامل آن اختیار تام داده‌ای. تمام این خلقت کارگاه است، اما مدیر عامل آن امیرالمومنین است.

از آن بالاتر اینست ‌که ائمه طاهرین می‌توانند مانند خودشان اجازه به شیعیان بدهند اما اجازه‌ای که آن‌ها دادند مطلق نیست. چرا؟ عیسی باید «علی» بگوید تا مرده‌ای را زنده کند. داوود باید «علی» بگوید تا آهن به دستش نرم شود. جبرئیل از سدره‌المنتهی که به طرفه‌العینی به اینجا می‌آید، باید بر بالش «علی» نوشته باشد، پس تمام آن‌ها اختیار مطلق ندارند. وقتی که سلمان می‌خواست شکارها بیایند گفت «علی». از سنگ‌ها که آتش بیرون آورد گفت «علی». قدرت تمام این خلقت که به ثمر می‌رسد باید «علی» بگویند.[3] کشش این حرف‌ها را از هزار نفر، دو یا سه نفر دارند. توجه کنید داوود یا عیسی نمی‌گویند«محمد» باید بگویند «علی». ما نستجیر بالله نمی‌خواهیم پیامبر را کوچک کنیم، من بیجا می‌کنم که کوچک کنم، تو هم بیجا می‌کنی که نمی‌فهمی. خواست پیامبر هم همین است که امیرالمومنین برتری داشته باشد. از کجا می‌گویم؟ به من که قطره‌ای از اقیانوس ولایت سرایت کرده است، می‌خواهم شما به من برتری داشته باشید. آیا پیامبر نمی‌خواهد که امیرالمومنین به ایشان برتری داشته باشد؟[4]



[1] 44 و 45 الحاقه ====

[2] امام باقر خطاب به جابر فرمود: ما معانی خداوند هستیم. ما جنب الله، امرالله، حکم الله، کلمة الله، علم الله و حق الله هستیم. وقتی چیزی را مشیت می کنیم، خدا نیز مشیت می کند و آنچه را ما اراده می کنیم، خدا نیز اراده می کند.  بحار: ج 7 ص 202 و ج 24 ص 114

[3] پیامبر فرمود: شبی که به معراج برده شدم، هیچ درب و حجابی را ندیدم و هیچ درخت و برگ و میوه ای ندیدم مگر بر روی آن نوشته بود علی علی! و اسم علی بر روی همه اشیاء نوشته شده است.  انوار النعمانیه: ج 1 ص 24

و نیز امیرالمومنین فرمود: اسم ائمه هدی بر روی سنگ‌ها، بر روی برگ درختان، بر روی بال پرندگان، بر روی درب بهشت و جهنم، بر عرش و افلاک، بر بال فرشتگان، بر حجاب‌های جلال، بر اتاقهای عزت و جمال نوشته شده است و به اسم آنها پرندگان تسبیح می گویند و ماهی‌ها در امواج دریا برای شیعیان آنها طلب مغفرت می کنند و عرش مستقر نشد مگر آنکه با نور بر آن نوشته شد: لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله.  بحار: ج 25 ص 170

[4] خداوند خطاب به پیامبر فرمود: منزلت تو در نزد من آن طوری است که تو بخواهی. منزلت من و علی نزد تو، مانند منزلت تو در نزد من است. و منزلت دوست‌دار علی نزد من مانند منزلت علی در نزد توست.  مآة منقبه: ص 42، جواهر السنیة ص 303

...