روح ولایت است.


محدوده، محدود نیست. محبوب است.

عزیزان من! در محدوده بیایید. محدوده خودش دین است و خدا از آن حفاظت می‌کند. چرا؟ محدوده خواست خدا و زهرای عزیز است. امام حسن می‌فرماید: وقتی مادرم زهرا را کشتند همه ما را کشتند، خواست زهرای عزیز خواست تمام ائمه است. حضرت زهرا با پهلوی شکسته و صورت نیلی درِ خانه مهاجر و انصار رفت که بیایند و محدوده به‌وجود بیاید اما نیامدند! دومی رفت و جلسه بنی ساعده بوجود آورد و تا قیام قیامت مردم را گمراه کرد. خدا آن دو نفر را لعنت کند. هفتاد هزار نفر از محدوده خارج شدند و طرف آن دو نفر رفتند و مورد لعنت شدند. در این زمان اغلب مردم از محدوده بیرون هستند که بی‌دین از دنیا می‌روند. چون خدا می‌فرماید: در آخرالزمان اگر کسی با دین از دنیا برود ملائکه آسمان تعجب می‌کنند. محدوده، محدود نیست. محبوب است. خدا می‌فرماید: وقتی‌که در محدوده آمدید محبوب من قرار می‌گیرید. اما اگر خارج شدید محبوب خلق میشوید و تمام کارهایتان خلقی و به امر خلق می‌شود. در محدوده محفوظ هستید یعنی خدا چشم و دست و پایتان را حفظ می‌کند. چشمتان چشم خدا می‌شود، دست و پایتان، دست و پای خدا می‌شود، خدا عنایت کرده و این محدوده را جلو آورده است.

باز حرف‌های دیگری هست که من یک حدش را گفتم، دعا کنید که آزاد باشم و بتوانم محدوده را افشا کنم. به دینم و آیینم هنوز محدودم و جرأت نمی‌کنم واقعیت محدوده را افشا کنم. آن‌قدر می‌گویم که از آن بیرون نروید و محبوب خدا باشید. تا اینکه حتی ملائکه آسمان شما را احترام کنند.[1] اما اغلب مردم محدوده را احترام نمی‌کنند و  به ‌جای آن‌که محبوبشان امر باشد، خلق را به عنوان محبوب انتخاب کرده‌اند.[2]

محبوب، همیشه باید دنبال محبوبش بگردد. شما هنوز آن لذتی که باید ببرید نبرده‌اید. لذت‌هایی است که خدا باید بدهد. (وقتی‌که پیامبر از کوه حرا آمد، به خدیجه گفت: من به پیامبری مبعوث شدم.«إِنَّ اللَّهَ و َمَلَائِکَتَهُ یصَلُّونَ عَلَى النَّبِی یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیمًا»[3].ای خدیجه خدا فرمود: تسلیم من بشوید. خدیجه گفت: من تسلیم تو بوده‌ام). من هم وقتی‌که به مکه رفتم، آنجا دنبال محبوبم می‌گشتم. دیدم اصلا اسمی از محبوبم نیست. شبانه روز چندین‌بار اذان می‌گفتند اما از امیرالمومنین علی ع، نه فقط محبوب من، محبوب تمام خلقت اسمی آورده نمی‌شد. جلوی خانه‌ی خدا رفتم و گفتم:

آمدم در خانه‌ات ای خدا، دیدم اسمی نیست از علی مرتضی          گشت خانه‌ات بهر من زندان ای خدای علی مرتضی

این حرف برای همه کس نیست! این مثل خدیجه در وجود من است. ولایت باید درون شما باشد یعنی رهبر ولایت باشید. کدامیک از آقایان، پرفسورها و علما، چنین حرفی زده‌اند. اگر کسی گفته باشد صد هزار تومان انعام می‌دهم. من آنجا دنبال محبوبم می‌گشتم. تمام مکه به دینم برایم تاریک بود، حجرش، صفا و مروه‌اش برایم تاریک بود. چون تا حتی اسم محبوبم را هم نمی آوردند.

به حقیقت قرآن قسم! به حقیقت توحید و ولایت قسم! تمام ذرات خونم گواهی می‌دهد که کعبه ناراحت است و می‌گوید چرا مرا قبول دارید و علی را قبول ندارید؟! تمام اهل تسنن شرمنده خواهند شد که کعبه را قبول دارند و علی ع را قبول ندارند. به تمام انبیا و اولیا قسم! که ندای کعبه را می‌شنوم اما کسی به آن توجه نمی‌کند.کسی که حقیقت ولایت را می‌فهمد به این ندا توجه می‌کند که خانه خدا می‌گوید: من که نجات دهنده‌ی شما نیستم، علی نجات دهنده‌ی شماست. کعبه تمام آن‌ها که امیرالمومنین را قبول ندارند و به دورش می‌گردند ملامت می‌کند چون‌که قبولی علی قبولی کعبه است. آنکس که علی دارد خودش کعبه است، خودش منا و صفا و مروه‌ و حجر الاسود است. والله بالله تالله از حجرالاسود هم بالاتر می‌شود چون‌که آن ملک است، ملک خادم شیعه می‌شود. باید این‌طور بشوید و عمرتان را بیهوده صرف نکنید. از خدا بخواهید که عمرتان در راه خودش صرف شود.



[1] پیامبر فرمود: یا علی! شیعه تو برای اهل آسمان می درخشند همانطور که ستارگان برای اهل زمین می درخشند و ملائکه با آنها خوشحال می شوند و بهشت مشتاق آنهاست و شیطان از آنها فرار می کند.  کنزالعمال: ج 13 ص 156 و الطرائف: ج 1 ص 108

[2] پیامبر فرمود: در آخرالزمان دین بی ارزش و مزاحم و دنیا باارزش و مطلوب به حساب می آید.  بحار: ج 6 ص 307

[3] الأحزاب/56

...