روح ولایت است.


ما به اعمال مردم راضی هستیم که قبولی نداریم!

مگر امیرالمومنین می‌خواست چکار کند؟ مقصدش این بود که محدوده را به وجود بیاورد. روایت عجیبی داریم که حضرت می‌فرماید: اگر مردم به امر امیرالمومنین بودند و جلسه بنی ساعده را درست نمی‌کردند، یک کافر روی زمین نمی‌ماند. یعنی مثل زمان رجعت می‌شد. وقتی‌که مانع شدند خدا رجعت را بوجود آورد یعنی زمانی‌که امام حسین را شهید کردند تمام ملائکه چنان گریه کردند که نزدیک بود تعادلشان را از دست بدهند. خدایا! یک بنده روی زمین داشتی، او را هم اینطور شهید کنند؟! ندا آمد ای ملائکه! به ساق عرش نگاه کنید، دیدند جوانی با شمشیر ایستاده است، «به عزت و جلالم قسم، بدست این جوان احقاق حق می‌کنم» ملائکه آرام گرفتند.[1] همان‌طور که امام حسین بوده، حامی حسین هم بوده، آن‌هم امام زمان است. دنبال چه کسی می‌روی بدبخت بیچاره! به تمام آیات قرآن دارم می‌بینم اما مگر می‌توان گفت؟ اصلاً اغلب این مردم نور ندارند، هرچقدر نگاه می‌کنی می‌بینی که ظلمت از آن‌ها صادر می‌شود! بیا عزیز من دنبال خلق نرو! حرف تمام است. به امر خلق حسین‌کش و زهرا‌کش می‌شوید، کجا دنبال خلق می‌روید؟ دیگر بس است، بفهمید و کنار بروید! آن فریادی که در حرم امام حسین زدم خدا می‌داند امام زمان به من تقبل الله گفت. گفت حسین! خوب فهمیدی. شما باید کاری بکنید که امام زمان تقبل الله بگوید.

به تمام آیات قرآن الان امام زمان هل من ناصر می‌گوید. بیا این‌طرف! (این‌را که می‌گویم شاید بعضی‌ها بگویند می‌خواهد خودش را معرفی کند چون نمی‌خواهند بفهمند، خدا کند که ما بخواهیم بفهمیم) من یک یا دو دفعه در عالم رؤیا خدمت امام زمان رسیدم به خودش قسم دیدم که تنهای تنهاست. فقط یک بار در مکه شخصی با حضرت بود. کسی نیست! روزی امام صادق از جایی گذر می‌کردند. چند گوسفند آنجا بود، عده‌ای آمدند و به حضرت گفتند که یابن‌رسول‌الله چرا قیام نمی‌کنید و حرفی نمی‌زنید؟ ما با شما هستیم. حضرت قسم خورد اگر من به اندازه‌ی این گوسفندان یاور داشتم، حقم را می‌گرفتم، من کسی را ندارم!

روزی حضرت زهرا گفت علی جان! شنیده‌ام که به تو سلام نمی‌کنند حضرت گفت زهرا جان! سلام هم که می‌کنم جوابم را نمی‌دهند! امیرالمومنین که در خانه نشست و بلند نشد کسی را نداشت.[2]اما همه آن کس‌ها بی کس‌اند، چون علی ندارند، تمام آن کس‌ها بی‌کس‌اند چون زهرا ندارند. تمام این مردم بی کس‌اند چون حسین ندارند. آنچه که دارند مصنوعی است. اما اصلاً نمی‌فهمند و می‌خندند و برای خودشان خوش‌اند. مردم اصلا در این فکرها نیستند. از صبح به فکرند و مشغولند که یک چیزی پیدا کنند، یک چیزی هم بخورند، شب هم بخوابند، باز فردا صبح هم همین‌طور! بی‌خود نیست که حضرت می‌فرماید: در آن زمان اگر کسی با دین از دنیا برود، ملائکه آسمان تعجب می‌کنند! مگر در آخرالزمان ممکن است که آدم بتواند به دنیا پشت پا بزند و دنبال ولایت بیاید و موفق به کار خیر شود؟ این ممکن غیر ممکن است. مگر دنیا رهایتان می‌کند؟ هر روز یک چیزی پیش می‌آورد که موفق نشوید. خدا می‌گوید: خیر به دست متقی جاری می‌کنم. اما در آخرالزمان پیامبر فرمود: واجبات ترک محرمات، انتظارالفرج، به خیر و شر مردم شرکت نکن، خیرشان هم شر است، برو کنار. اگر می‌گوید خیر به دست متقی جاری می‌کنم پس این حرف چیست؟ متقی آن کاری که می‌کند به امر امام زمان و خداست که خدا می‌گوید من اعمال متقی را قبول می‌کنم[3]، اما مردم که خیرشان شر است، به امر خلق راضی‌اند. حضرت هم می‌فرماید به عمل قومی راضی باشی جزو آن قومی، حالا ما به اعمال مردم راضی هستیم که قبولی نداریم! ما باید پرورش ولایت بدهیم اما با این ایده، پرورش غیر ولایت می‌دهیم!



[1] کافی: ج 1 ص 465

[2] حضرت زهرا فرمود: نه کسی بر یاری‌ام برخاست و نه کسی از تضییع حقم جلوگیری کرد. خطبه فدک، بحار: ج 8 ص 110

[3]«انما یتقبل الله من المتقین». مائده/27

...