روح ولایت است.


هیچ‌کس به‌غیر از امام و متقی در تمام این دنیا کاره‌ای نیست. چرا؟

حضرت می‌فرماید: هر لقمه‌ای که به یک مومن بدهی ثواب حج و عمره دارد. یا این‌که اگر از فضایی جرعه‌ای آب برای مومنی بیاوری، مانند آن است که یکی از اولاد اسماعیل را خریده و در راه خدا آزاد کرده‌ای. اما مومن شرایط دارد. کمیت ما در شرایط مومن لنگ است. او کسی است که حرف از خودش نزند و آن‌چه برای خودش می‌خواهد برای دیگران بخواهد. بجای افشای خودش یا افشای شخص، افشای ولایت کند.

نه هرکس شد مسلمان می‌توان گفتش که سلمان شد       که اول بایـدش سلمـان شـد و آن‌گه مسلمـان شد

تو حُسن یوسفی داری به حسن خود مشو غره       صفـاتی یوسـفی بایـد تو را تا مـاه کنعـان شد

حالا حضرت می‌فرماید: همان‌طور که اگر ما نباشیم عالم فرو می‌ریزد بواسطه آن مومن یک شهر حفظ می‌شود. امام رضا به زکریا بن‌ آدم فرمود: زکریا! در قم بمان که قم به‌واسطه تو حفظ است.

آنچه که خیر به این مردم می‌رسد باید از طرف امام یا متقی باشد. هیچ‌کس به‌غیر از امام و متقی در تمام این دنیا کاره‌ای نیست. چرا؟ خدا فقط ائمه‌طاهرین و متقی را تایید کرده است و میگوید با آن مومنی که مرا یاد تو می‌آورد بساز، قصری به تو می‌دهم که اگر خلق اولین و آخرین را دعوت کنی جا دارد. چون ندای او ندای ما، حرف او حرف ما و خواب او خواب ماست. اگر توهین به او کنید خانه مرا خراب کرده‌اید. امام صادق هم می‌گوید اگر آن مومن را نخواهید دروغ می‌گویید ما را می‌خواهید. اما شما چه می‌خواهید؟! بجای مومن تلویزیون و ماهواره و رفیق عشقی را می‌خواهی. برو کنار! مومن بودن به‌جای خود، باید خجالت بکشید که بگویید مسلمانیم. در محدوده بیایید و از آن حرف‌ها کنار بروید تا خدا محبوبتان کند. چرا؟ محدوده، خواست حضرت زهرا و ائمه ‌طاهرین است. چرا از محدوده کنار می‌روید؟! البته برای در محدوده بودن باید کمرت را محکم ببندی! گویا شخصی خدمت امیرالمومنین آمد و گفت می‌خواهم شما را بشناسم و پیرو شما باشم. حضرت فرمود: کمرت را برای فقر و تهمت و افتراء ببند[1]. مگر تا به حال این‌طور نبوده است؟! با سلمان و اباذر و مقداد و میثم و اویس و جبیر و بلال چه کردند؟ این نیست که شما بخواهید راحت باشید.

شیخ جعفر شوشتری یکی از وعاظ و گوینده‌های معروف بود که وقتی می‌خواستند مسجد سپهسالار تهران را افتتاح کنند، ایشان را دعوت کردند. گفت می‌خواهم یک حرفی بزنم که نه خدا و نه پیامبر آن حرف را زده باشد. خدا و پیامبر گفته‌اند مشرک نباشید من می‌گویم خدا را در کارهایتان شریک کنید. هر کاری که می‌کنید ببینید آیا شریک‌تان حاضر است یا نه.  ببین خدا راضی است آن کار را بکن، اگر خدا نهی کرده نکن.

نماز هم دارد کم کم از مردم گرفته می‌شود! یک نفر به تهران رفته بود، قبله را سوال کرد. صاحب خانه گفته بود ما تازه چهار سال است اینجا آمده‌ایم! شخصی نزد امیرالمومنین آمد و خوابی را که دیده بود برای ایشان تعریف کرد، حضرت فرمود: این مسافرتی که می‌خواهی بروی برای تو مداخل ندارد و متضرر می‌شوی. آن شخص رفت و خوابش را برای دومی تعریف کرد! در تعبیر خوابش گفت: در این مسافرت مال فراوانی نصیبت می‌شود. پس از مسافرت نزد امیرالمومنین آمد و گفت یا علی! در این سفر مال‌التجاره زیادی را کسب کردم، حضرت فرمود: روز چهارشنبه زیر فلان درخت آیا نمازت قضا شد؟ گفت آری! حضرت فرمود: از آن‌جا که خورشید طلوع می‌کند تا آنجا که غروب می‌کند مغبون شده‌ای.



[1] قال صادق: «ان امرنا صعب مستصعب لا یحتمله الا ملک مقرب او نبی مرسل او عبد مومن امتحن الله قلبه للایمان»: همانا امر ما سخت بسیار دشوار است و کسی جز فرشته مرقب و یا پیامبر مرسل و یا بنده مومنی که خداوند قلبش را برای ایمان آزموده باشد، تحمل آن را ندارد. بحار: ج 2 ص 184

...