روح ولایت است.


قبولی امیرالمومنین، قبولی تمام خلقت است.

تمام خلقت ذرات است، امیرالمومنین مافوق ذرات است یعنی ذراتی محبت امیرالمومنین را داشته‌باشی نجات پیدا می‌کنی. اما باید محبت کس دیگر را نداشته‌باشی، فقط محبت علی! 

در باطنِ هر کسی باید خدا باشد تا ولایت را قبول‌کند. اگر باطنِ شما خداخواه نباشد، امیرالمومنین را قبول‌نمی‌کنید؛ چون امر خدا علی‌ابن‌ابی‌طالب است[1]. اهل‌تسنن، خدا خدا و قرآن قرآن می‌کنند، اما این تظاهر است چون امر خدا را قبول‌ندارند.

علی‌شناسی خداشناسی است، نه این‌که خداشناسی، علی‌شناسی باشد چون شناختی که امر خدا را قبول نداشته‌باشی صحیح نیست! این چه خداشناسی است که اهل‌تسنن دارند اما خدا آن‌ها را از خودش دور می‌کند و می‌گوید کافر و مرتدند![2] در آخرالزمان هم که می‌گوید اگر یک نفر با دین از دنیا برود ملائکۀ آسمان تعجب می‌کنند چون‌ ما علی نداریم و عقیدۀ خودمان را در ولایت پیاده‌می‌کنیم، در صورتی‌که باید ولایت را در خودمان پیاده‌کنیم.

قبولی امیرالمومنین، قبولی تمام خلقت است. یعنی اگر تمام خلقت «علی» نگویند، خدا قبولشان نمی‌کند[3]. این قانون خدا است! اگر امیرالمومنین را شناختید تمام خلقت را شناختید وگرنه هیچ‌چیزی را نشناخته‌اید. اگر علی را شناختید، خدا نمی‌شوید اما صفات‌ِخدا می‌شوید! چون فقط خداست که علی را می‌شناسد، هیچ‌کسی او را به‌طور کامل نمی‌شناسد! خدا دربارۀ هیچ‌کسی نفرموده به عزت و جلالم قسم، اگر عبادت‌ثقلین کنی و امیرالمومنین را به «الْیوْم أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ» قبول نداشته‌باشی به رو در جهنم می‌اندازمت![4] پس خواست‌خدا ولایت است، نه عبادت! این مانند آن‌است که پیامبر به سلمان فرمود اگر همۀ عالم یک‌طرف رفت و علی طرف دیگر، تو طرف علی برو![5] پس اگر طرفدار علی نباشید، طرفدار هر کَس دیگری که باشید باطل است، اما در آخرالزمان برای امیرالمومنین مصداق درست‌می‌کنند! چرا می‌گوید  آخرالزمان شرالازمنه است؟ چون تمام این مردم طرف مصداق می‌روند، نه طرف امیرالمومنین! یک‌عده‌ای امریکا را می‌خواهند، یک‌عده‌ای انگلیس را می‌خواهند و عده‌ای هم پیرو ادیان می‌شوند. تمامِ این‌ها، مصداق درست‌کردن است! آن‌زمان هم مصداق درست کردند که فرمود مرتد و کافرند! ما باید پیرو کلام باشیم، امیرالمومنین می‌فرماید «انا قرآن الناطق!».[6]

بیایید علی داشته باشید تا در برابر تمام ممکنات خدا سرافراز باشید. چون تمام خلقت می‌گویند علی![7] در پایه‌های عرش نوشته علی! زنگ درِ بهشت علی است.[8] عرش خدا عبورگاه علی است. پس اگر می‌گوید قلب المومن عرش‌الرحمن[9]، باید در آن قلب، خواستِ علی باشد، نه خلق، نه بدعتگذار و نه خیال‌های باطل! باید قلبتان مانند آن‌کسی که قلبش علی‌علی می‌گفت، علی بگوید!

همه‌جا، جای علی است. چرا؟ دومی یک‌شب امیرالمومنین را مهمان‌کرد، صبحِ آن‌روز گفت که دیشب علی خانۀ ما بوده‌است. حضرت‌زهرا فرمود علی در خانه بود! ملائکه هم گفتند علی در عرش خدا بود. پس علی همه‌جا هست. مکان کوچکتر از آن‌است که علی در آن باشد. همان‌طور که خدا مکان را به‌وجود آورده، مکان در علی است، نه این‌که علی در مکان باشد! وقتی که خدا ایجاد سخن می‌کند، صدایش از همۀ خلقت می‌آمد پس خدا جا ندارد! تمام خلقت اسم‌خداست، تمام خلقت اسم علی است!



[1] . «انا امر الحی الذی لایموت، انا امرالله و الروح، کما قال سبحانه یسالونک عن الروح قل الروح من امر ربی» بحار: ج39 ص347.

[2]. «ارتد الناس بعد النبی الا ثلاثة نفر، المقداد، ابوذر و سلمان...» اختصاص: ص6 و بحار ج34 ص273

[3] . امیرالمومنین فرمود: موجودات و اشیا با اسم من موجود شدند و تمام پیامبران به اسم من دعا کردند. جامع الاسرار: ص205

[4] . تاریخ بغداد: ج3 ص122.

جبرییل به پیامبر نازل شد و فرمود ای محمد! من آسمان‌های هفت‌گانه و آنچه در آن است و زمین‌های هفت‌گانه و آنچه بین آن است آفریدم و هیچ مکانی را نیافریدم که مهمتر از رکن و مقام باشد و اگر بنده‌ای مرا از هنگامیکه آسمان ها و زمین را آفریدم در آنجا عبادت کند و بعد در روز قیامت منکر ولایت علی باشد من او را به صورت به جهنم پرتاب می‌کنم. بحار: ج27 ص167.

[5] . کشف الغمه: ج1 ص143.

[6] . وسائل الشیعه: ج27 ص37 و بحار ج30 ص546 و مرآة العقول: ج1 ص233.

[7] . پیامبر فرمود: شبی که به معراج برده شدم هیچ در و حجاب و هیچ درخت و برگ و میوه‌ای ندیدم مگر روی آن نوشته بود علی علی! و اسم علی بر روی تمام اشیا نوشته شده است. انوار النعمانیه: ج1 ص124.

[8] . مدینة المعاجز: ج2 ص362 و کنزالعمال: ج11 ص624.

[9] . «قلب المومن عرش الرحمن». بحار: ج55 ص39

...