روح ولایت است.


نه این‌که حضرت‌زهرا عرش خدا باشد، خانۀ زهرا عرش‌الرحمن است.

ما فراموش کاریم! همان‌طور که مردمِ آن زمان سفارش‌های رسول‌الله را در مورد حضرت‌ زهرا فراموش‌کردند و امیرالمومنین را تنها گذاشتند. حالا آن عده‌ای که با امیرالمومنین دشمنی داشتند، گفتند باید قرابت علی را با پیامبر قطع کنیم، چون علی در بین مردم به ‌واسطۀ همسری حضرت‌ زهرا احترام دارد![1] چطور این‌کار را بکنیم؟ باید با اسمِ اسلام، زهرا را بکُشیم!

این‌ها بعد از این‌که در جلسۀ ‌بنی‌ساعده جمع شدند و خودشان برای پیامبر جانشین معلوم‌کردند به مسجد آمدند و از مردم برای اولی بیعت‌گرفتند. گفتند که علی با خلیفۀ مردم بیعت نکرده و مدتی ‌است که به مسجد نیامده ‌است. دومی گفت مگر پیامبر نگفته ‌است که هرکس به مسجد نیامد به سراغ او بروید؟ و از این روایت سوء‌استفاده کرد. بعد به مُغیره گفت برو و به علی بگو که به مسجد بیاید. وقتی مغیره به درِ خانه آمد، حضرت ‌زهرا به او گفت که علی دارد قرآن را جمع‌آوری می‌کند. مغیره برگشت و دومی گفت دیدید که علی نیامد؟ او دارد بین مسلمان‌ها تفرقه می‌اندازد. همگی با هم برویم و علی را به مسجد بیاوریم! و با مردم به درِ خانۀ امیرالمومنین هجوم آوردند. حضرت ‌زهرا گفت شاید به‌واسطۀ سفارش‌های پیامبر حیا کنند و برای این‌که حجت تمام شود، خودش پشت در آمد و گفت هنوز آب غسل پدرم خشک نشده‌است! دومی گفت حرف‌های زنانه را کنار بگذار، در را باز کن وگرنه در را آتش می‌زنم! گفتند که در این خانه حسن و حسین حضور دارند! درِ این خانه را جبرییل می‌بوسیده و پیامبر با اجازه وارد می‌شد. گفت تفرقه‌ای که در اسلام می‌افتد از این حرف‌ها مهم‌تر است. خانه را با اهلش آتش می‌زنم. هیزم بیاورید! و در را آتش زد.

یکی از وعاظ گفته‌بود که باعث کشته‌شدن حضرت ‌زهرا آن غلاف شمشیر بود که قنفذ به بازوی حضرت زد. برایش پیغام دادم چه می‌گویی؟ مگر دست کسی بشکند از بین می‌رود؟ باعث کشتن حضرت‌زهرا، دومی بود! خودش به معاویه نوشت: وقتی‌که دیدم زهرا پشت در است، کمی رقت‌کردم اما یاد بغـضی که با علی داشتم افتادم و چنان به در فشار آوردم که عضله‌های فاطمه را خُرد کردم. (یعنی تمام اشیای بدنش خُرد شد!) ای معاویه بدان که زهرا دیگر مُصحف را افشا نمی‌کند.[2]

نه این‌که حضرت‌زهرا عرش خدا باشد، خانۀ زهرا عرش‌الرحمن است. عرش خدا جای عبور ائمه است، خانۀ زهرا هم جای این‌هاست. آن بالای آسمان است و این روی زمین است. اگر عرش نبود که حضرت‌زهرا عمویش را راه میداد،[3] آن دومی عرش خدا را آتش زد. همان آتش شعله کشید و خیمه‌های امام‌حسین را آتش زد. همان‌ها که آمدند درِ خانه حضرت‌فاطمه را آتش زدند، خیمه‌های امام‌حسین را هم آتش زدند. این‌ها همان افراد بودند و الان هم از آن نسل هستند! مگر امام‌زمان بیاید و گردن آنها را بزند.

صبر کن یا فاطمه! ای بانوی پهلو شکسته

آن طبیب دردمندان با شیشه دارو و درمان خواهد آمد[4]



[1] . عایشه می‌گوید تا وقتی که فاطمه زنده بود، علی موقعیت بهتری در بین مردم داشت اما پس از آن مردم به کلی از او برگشته و به او توجهی نداشتند. تلخیص الشافی: ج3 ص130.

[2] . در نامهء طولانی دومی به معاویه، اعتراف به این جنایات به طور کامل وجود دارد. مراجعه شود به بحار: ج8 ص221-223.

[3] . وقتی که عباس برای عیادت به نزد حضرت زهرا آمد حضرت او را نپذیرفت. بیت‌الاحزان شیخ عباس قمی: ص242.

[4] . امام صادق فرمود هنگامی که قائم ما به سوی مدینه می‌آید آن دونفر را از قبر بیرون می‌آورد در حالیکه تر و تازه هستند، پس آن دو را لعنت می‌کند و آنها را بر درختی آویزان می‌کند و سپس آنها را پایین آورده آتش میزند و خاکستر آنها را به باد می‌دهد. بحار:ج52 ص386.

...