جلسه محدوده

وقتی که آقا امام زمان تشریف می‌آورند عده‌ای در مقابل ایشان می‌ایستند و می‌گویند دین جدید آورده‌ای[1]. دین که جدید نیست. دین قدیم است یا قدیم الاحسان. یکی از اسماء خدا یا قدیم است، یعنی ای کسی که همیشه بوده‌ای ولایت هم یا قدیم است همیشه بوده مثل خداست. امام‌زمان هم حرف‌هایی می‌زند که آن حرف‌ها بوده اما افشا نشده است. اما خلق، همیشه امام‌زمان را غایب می‌داند[2] و حرف‌هایی می‌زند: یکی گفت خدا هستم، یکی گفت پیامبرم، یکی گفت من خلیفه‌ام، یکی گفت اولی‌الامرم. این حرف‌ها بعد از رسول‌الله بوجود آمد، تمام این‌ها تولیدات جلسه بنی‌ساعده است. امام حسین هم می‌فرماید: من کشته جلسه بنی ساعده‌ام.[3] توجه کنید نمی‌گوید یزید یا مردم کوفه مرا کشته‌اند. می‌گوید من کشته جلسه بنی ساعده‌ام. چون که آن‌ها دور هم جمع شدند مردم را از امیرالمومنین جدا کردند. علی ع را در خانه گذاشتند و خودشان جلسه‌ای تشکیل دادند. خلیفه انتخاب کردند. از آن به بعد فساد در دنیا زیاد شد و مردم هم دنبال فساد رفتند. هفتاد هزار نفر رفتند، چهار یا پنج نفر ماندند.[4]

 حضرت زهرا خیلی تلاش کرد که جلسه محدوده را تشکیل دهد که آن‌ها محبوب خدا بشوند و دنبال خلق نروند. محدوده از اول بوده است. می‌خواهم برای شما افشا کنم که کسی نگوید سندش کجاست. سندش هست و خیلی هم آشکار است. جلسه محدوده را پیامبر امضا کرده است و فرمود: یا علی اگر چهل نفر آمدند حق خودت را از اولی بگیر اما آن چهل نفر باید دفاع کنند یعنی جلوی آن‌ها را بگیرند.[5] با اینکه حضرت زهرا با پهلوی شکسته و صورت نیلی  به در خانه مهاجر و انصار رفت، به غیر از آن پنج نفر هیچکس برای یاری امیرالمومنین نیامد. در آخر هم به مسجد آمد و فرمود: شما خلیفه‌ای برانگیخته‌اید. معنای حرف حضرت اینست که آن، درست کرده‌ی خودتان است. آیا می‌فهمیم یا نه؟ آیا می‌فهمیم حضرت زهرا چه می‌گوید یا اینکه دنبال لهو و لعب و دنیا می‌رویم؟[6] ما اغلب دنبال این چیزها هستیم. بالاخره فرمود: شتری را به نام خلافت برانگیختید، آن شتر می‌زاید، شیرش اشک چشمتان است.[7] یعنی گفت خلافت برانگیخته‌ی شماست. امیرالمومنین، وصی‌رسول‌الله، محبوب تمام عالم، مقصد تمام خلقت را در خانه گذاشتید و دنبال جلسه بنی ساعده و خلق رفتید.

این‌که می‌فرماید: شیرش اشک چشمتان می‌شود از این بدتر نبود که خدا مذمتشان کرد و آن‌ها مرتد و کافر اعلام کرد. مرتد یعنی به علی‌بن‌ابی‌طالب مرتد شدند. این‌ها کافر به خدا و مرتد به ولایت‌اند. کافر به خدا یعنی امیرالمومنین که امر خدا است را قبول نکردند و مرتد یعنی یک چیزی را خودشان برانگیخته کرده‌اند. پس این‌ها هم کافر و هم مرتدند.[8] اما فقط این چهار یا پنج نفر در محدوده آمدند و خدا هم محبوب خودش قرارشان داد.


 امام صادق فرمود: هنگامی که قائم خروج کند، امر تازه، کتاب تازه و روش تازه و داوری تازه با خود می آورد.  اثبات الهدی، شیخ حر عاملی: ج 7 ص 83[1]

[2]  «وان یرزقنی طلب ثارکم مع امام هدی ظاهر ناطق بالحق منکم»

[3]  امام هادی فرمود: کشته نشد  امام حسین، مگر در روز سقیفه.  بحار الانوار: ج 45 ص 328

[4]  عن ابی جعفر:« ارتد الناس بعد النبی الا ثلاثة ...».  بحار: ج 34 ص 274

[5]  امیرالمومنین فرمود: اگر چهل نفر برای من ممکن می شد جمعیت شما را متفرق می ساختم. ولی خدا لعنت کند اقوامی را که با من بیعت کردند و سپس مرا خوار نمودند.  کتاب سلیم بن قیس: ص 230 و 233

[6]  انعام 32 =====

[7]  حضرت زهرا فرمود: این شما و این شتر خلافت، بر آن سوار شده، بتازید. اما بدانید که پشتش زخمی، پایش لنگان، ننگ و عارش جاودان و نشان خشم الهی بر آن خورده، رسوایی اش همیشگی و به اتش جانگداز و سوزان الهی متصل است.  خطبه فدک، بحار: ج 8 ص 110

[8]  امیرالمومنین فرمود: هر کسی بر ما مرتد شود بر خدا مرتد شده است.  بحار: ج 38 ص 78، ج 39 ص 227

/ 1 نظر / 9 بازدید
جواد

سلام باتشکر ازمطالب واقعا عالیییییییییی.ممنون